تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

383

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

منفعل خواهد بود و از جهت آنچه در نفس انسانى مرتسم مىگردد ، يك انفعالى كه خروج از قوه به فعل و از نقص به كمال است حاصل مىشود . و البته براى آنچه لدى النفس حاصل مىگردد يك جهت اضافه با خارج كه ذى الصوره و معلوم بالعرض است ، حاصل مىشود . و از اين جهت بعد از حصول صورت مرتسمه ، يك جهت اضافه در رتبهء متأخره توليد مىشود . بعضى از اين معنى غفلت نموده و با اينكه عارض بر نفس اولًا و بالذات ، صورت است و در رتبهء متأخره اضافه و انفعال توليد شده ، علم را عبارت از آن انفعال گرفته‌اند . « 1 » و بعضى مانند فخر رازى در باب اينكه آيا حقيقت صور ذهنيه از قبيل جواهر يا اعراض است ، دچار اشكال شده و چون ديده بر هر تقدير اشكال لازم مىآيد منكر وجود ذهنى شده و فقط يك اضافه براى نفس با خارج قائل شده است . « 2 » و الحاصل : گرچه اصل اينكه علم از مقولات است ؛ چنان كه در صدر بحث بيان كرديم ، خلاف واقع بوده و از قبيل اشتباه معروض به عارض است ، الّا اينكه اگر از اين جهت صرف نظر نماييم ، باز بهتر اين است كه بگوييم علم از مقولهء كيف است و اگر بخواهيم به دروغ سخن گفته باشيم ، بگوييم از مقولهء انفعال است و آنچه كذب آن هويداست اين است كه بگوييم اضافه است . و كسانى كه قائل شده‌اند كه از قبيل انفعال و اضافه است ، اشتباه آنها از قبيل اشتباه « ما بالعرض » به « ما بالذات » است ؛ چون آنچه اولًا و بالذات بر ذهن و نفس انسان عارض مىشود صورت است و به سبب صورت ثانياً و بالعرض انفعال عارض مىگردد ؛ چنان كه بعد از حصول صورت لدى النفس اضافه محقق مىگردد .

--> ( 1 ) - شرح اشارات ، ج 2 ، ص 301 ؛ كشف المراد ، ص 226 . ( 2 ) - مباحث مشرقيه ، ج 1 ، ص 450 ؛ المطالب العاليه ، ج 3 ، ص 103 - 104 .